[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 تیر 1404 13:03
ای گلِ باورِ من ! از چه داری غمِ گلزار و چمن؟ دست تقدیر تو را در دلِ من کاشته است در کویرِ غربت که به جای شن داغ دردش انباشته است می دانم که تو از بی چمنی غمگینی آنچنان دلخونی که در اطرافِ خیال بر دلت شوقِ چمن می کند سنگینی قصه سازِ من و تو ای که توئی باورِ من! به یقین می داند قصه ی غصّه ی تو ، حال و هوای دلِ من روزِ...